از فائزه - ادبی . دوستانه عاشقانه
X
تبلیغات
رایتل
از فائزه  چاپ
تاریخ : شنبه 28 شهریور‌ماه سال 1388
وا فریادا ز عشق وا فریادا
کارم به یکی طرفه نگار افتادا
گر داد من شکسته دادا دادا
ورنه من و عشق هرچه بادا بادا

*********
در دیده به جای خواب آبست مرا
زیرا که بدیدنت شتابست مرا
گویند بخواب تا که به خوابش بینی
ای بیخبران چه جای خوابست مرا

*********
بازآ بازآ هر انچه هستی باز آ
گر کافرو گبر و بت پرستی بازآ
این درگه ما درگه نومیدی نیست
صد بار اگر توبه شکستی باز آ

*********
عشق آمد و خاک محنتم بر سر ریخت
زان برق بلا به خرمنم اخگر ریخت
خون در دل و ریشه ی تنم سوخت چنان
کز دیده بجای اشک خاکستر ریخت

*********
آن یار که عهد دوستداری بشکست
میرفت و منش گرفته دامن در دست
میگفت دگر باره به خوابم بینی
پنداشت که بعد ازو مرا خوابی هست

*********
از بار گنه شد " تن مسکینم پست
یا رب چه شود اگر مرا گیری هست
گر در عملم آنچه ترا شاید نیست
اندر کرمت آنچه مرا باید هست

*********
عصیان خلایق ارچه صحرا صحراست
در پیس عنایت تو یک برگ گیاست
هرچند گناه ماست کشتی کشتی
غم نیست که رحمت تو دریا دریاست

*********
یا رب غم آنچه غیر تو در دل ماست
بردار که بیحاصلی از حاصل ماست
الحمد که چون تو رهنمایی داریم
کز گمشدگانیم که غم منزل ماست

*********
دل کیست که گویم از برای غم تست
یا آنکه حریم تن سرای غم تست
لطفیست که میکند غمت با دل من
ورنه دل تنگ من چه جای غم تست

*********
من بنده ی عاصیم رضای تو کجاست
تاریک دلم نورو صفای تو کجاست
ما را تو بهشت اگر به طاعت بخشی
این بیع بود لطف و عطای تو کجاست

*********
دنیای دنی پر هوس را چه کنی
آلوده ی هر ناکس و کس را چه کنی
آن یار طلب کن که ترا باشد بس
معشوقه ی صد هزار کس را چه کنی

*********
یا رب در خلق تکیه گاهم نکنی
محتاج گدا و پادشاهم نکنی
موی سیهم سفید کردی به کرم
با موی سفید رو سیاهم نکنی
  • یاداشت